![]() |
![]() |
|
| گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت دیگر تمام شد گل نازم تمام شد |
|
|
|
+ نوشته شده در
85/09/29ساعت 0:0 توسط باران |
|
|
نمي دونم بنويسم يا نه؟شايد دوستاي عزيزم فکر کنيد که اين آواز باران با آوازهاي قبليش سازگار نسيت! ولي دل باران گرفته، تنگه ،دلش ميخواد حرف بزنه!دلش ميخواد سوالي رو که هميشه تو ذهنش بوده و جوابي براش پيدا نکردازشما،دوستاي عزيزش بپرسه!يادش بخير يکي از دوستام ميگفت باران اسمه خيلي قشنگي داري؟وقتي ازش تشکر کردم و پرسيدم از چه نظر ؟ گفت...
ميکنه ،تمومه دلهايي کهگرفته بود باز ميشه،دلها احساس سبکي ميکنن و... دوست عزيزم شما بگو!وقتي دل کوچيک باران مي گيره و تنگ ميشه،کي غصه رو از دلش پاک ميکنه؟کي...؟؟؟
-----------------------------------------------------------------------
خدا حافظ
دلم مي گيره.اگرچه توي دنياي وا قعي اين کلمه رو بار ها از زبون آدم هاي مختلف با معاني متفاوت شنيدم ولي هيچ وقت به اين موضوع فکر نکرده بودم که يه روزي ممکنه مجبور بشم يکي يکي با بچه هاي نت خداحافظي کنم.من فراموش کرده بودم هر چيزي يه آخري داره و هميشه روابط به خدا حافظي ختم ميشه تا اينکه خبر خداحافظي يکي از بچه هاي وبلاگ نويس رو شنيدم،نمي تونم بهتون بگم چقدر دلم گرفت،چقدر ناراحت شدم،خودمم باورم نمي شد که تا اين حد به دوستا و همکاراي وبلاگ نويس عادت کرده باشم،وقتي خبر خداحافظي وبلاگ"دنیای عشق"رو شنيدم بغض کردم درست مثل همين آلان که دارم مي نويسم و به روزي فکر مي کنم که بايد يکي يکي و روزي که يک دفعه بايد با تمام دوستاي خوبم خداحافظي کنم،دوستاي عزيزي که هيچ وقت همديگر رو نديديم، صداي همديگرو نشنيديم و فقط با نوشته ها مون با هم حرف زديم،هم ديگرو احساس کرديم،درک کرديم، لمس کرديم و ...روز هاي خدا حافظي براي من از سخت ترين روزها و تلخ ترين خاطراته.مخصوصا روزي که مجبور باشم براي هميشه با دوستام و وبلاگ عزيزم خدا حافظي کنم.حتي فکر کردن بهش برام واقعا سخته. نمي تونم آرزو کنم که هيچ وقت اون روزا نياد چون هر راهي يک پاياني داره، پس بهترهدعا کنم که "اين روز هاي تلخ دير به ديربياد"
بايک خبر خوش سعي ميکنه ناراحتي رو از ذهن اونا پاک کنه " یک دنیا، یک قلب" به ما هديه داد . |
|
+ نوشته شده در
85/09/23ساعت 19:22 توسط باران |
|
... تاريک است،شب است و من به شب خيره،از پشت پنجره ي اتاقم تاريکي را به تماشا ايستاده ام دلم گرفته ،عجيب گرفته ،سخت گرفته در تاريکي شب برق اميد مي بينم يار ديرينه مرا نويد باران مي دهد باران! ببار ببار ،ببر و بميران هر چه ... نه! فقط ببار ...!
|
|
+ نوشته شده در
85/09/10ساعت 21:5 توسط باران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دارم از زلف سياهت
گله چندان كه مپرس كه چنان زو شده ام بي سر و سامان كه مپرس بي قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بي تاب شدن عادت كم حوصله هاست بي تو هر لحظه مرا بيم فرو ريختن است مثل شهري كه به روي گسل زلزله هاست نظر یادتون نره |
| پیوندهای روزانه |
|
دلتنگیهای من سایت آموزش ایرانیان به نام تک راهب قلبهای ... اراجیف نامه دوستاران اراجیف نامه عشق و فاصله بهترین و توپ ترین ترفندها و آموزشها دریا نشان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
سلام به تمام دوستان عزیزم |
|
RSS
|